نوشته های یک ذهن زیبا

متن مرتبط با «دوستت دارم عشقم» در سایت نوشته های یک ذهن زیبا نوشته شده است

دوستت دارم

  • نیلوبلاگ

    روی سکوی حیاط نشسته بود موهای پیچ و تاب خورده شو باز کرده بود دورش، مجعد و خرمایی بود و تا کمرش رسیده بود، داشت شونشون می کرد زیره نوره خورشید موهاش می درخشید؛ او هم ایستاده بود پشت پنجره و داشت نگاهش می کرد شروع کرد به بافتن موهاش و انتهاشو با ربان سفید بست. بلند شد و یهو چشماشون بهم تلاقی کرد گفت هنوزم موهات قشنگه هنوزم دلم می خواد از دور نگاهت کنم لبخنده کوتاهی زد و رفت توی آشپزخونه گریه اش گرفته بود اشکشو با پشت دستاش پاک کرد و شروع به شستن لیوان های چایی کرد بعد دست های خیسش رو با دامن سورم...

    ادامه مطلب