دوستت دارم

خرید بک لینک
روی سکوی حیاط نشسته بود موهای پیچ و تاب خورده شو باز کرده بود دورش، مجعد و خرمایی بود و تا کمرش رسیده بود، داشت شونشون می کرد زیره نوره خورشید موهاش می درخشید؛ او هم ایستاده بود پشت پنجره و داشت نگاهش می کرد شروع کرد به بافتن موهاش و انتهاشو با ربان سفید بست. بلند شد و یهو چشماشون بهم تلاقی کرد گفت هنوزم موهات قشنگه هنوزم دلم می خواد از دور نگاهت کنم لبخنده کوتاهی زد و رفت توی آشپزخونه گریه اش گرفته بود اشکشو با پشت دستاش پاک کرد و شروع به شستن لیوان های چایی کرد بعد دست های خیسش رو با دامن سورمه ای رنگش که روش گل های ریز قرمز داشت پاک کرد رفت جلوی آینه کناره لبهاش خط افتاده بود و هر روز داشت عمیق تر میشد از توی آینه چشماشون دوباره بهم افتاد از پشت بازوهاش رو گرفت و گفت چین های صورتت هم قشنگه مثل چین های دامنت...

نوشته های یک ذهن زیبا...

ما را در سایت نوشته های یک ذهن زیبا دنبال می‌کنید

برچسب: دوستت دارم,دوستت دارم عشقم,دوستت دارم in english,دوستت دارم مادر,دوستت دارم محسن یگانه,دوستت دارم پدر,دوستت دارم خواهرم,دوستت دارم هميشه هميشه,دوستت دارم meaning,دوستت دارم ها, نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 12:29

صفحه بندی